تبليغاتX
در به در غزل فروش
در به در غزل فروش
به وبلاگ در به در غزل فروش خوش آمدید
مدیریت وبلاگ را با ارایه نظرات و پیشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی نمایید.
با آرزوی لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزیز .
»
جمعه سوم آذر 1385 - 19:49 - نویسنده : تک و تنها

سلام خدمت دوستای گلم

(البته از این به بعد میگیم دوستای گلمون)

دیگه من تنهایی وبلاگو آپ نمی کنم

از این به بعد آقا فرهان گل افتخار دادن و می خوان با من همکاری کنن



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه بیست و هفتم آبان 1385 - 15:3 - نویسنده : تک و تنها

سلام خدمت دوستای گلم که در فراق من اومدنو  نظر دادن

قابل توجه اون دسته از دوستایی که پرسیده بودن که چرا آپ نمی کنم

می خوام بگم که ما دانشجو هستیمو پول اضافی نداریم که واسه آکانت بدیم

( شوخی بود جدی نگیرین  )

اگه وقت شد حتما آپ می کنم



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
یکشنبه سی ام مهر 1385 - 12:33 - نویسنده : تک و تنها

پیشاپیش

 

فرا رسیدن عید سعید فطر را به

 

 همه دوستان گلـــــــم تبـــــــــــــــریک عرض می نمایم ٪



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» شبهـــــــــــــــــــــــای قدر
جمعه بیست و یکم مهر 1385 - 16:0 - نویسنده : تک و تنها
 
نگاه کن همون که آسمان در برابر قامتش  به سجده نشسته است
اکنون در غمش به گریه نشسته است
همو که  زیباترین بود  با تیغ  کینه ی  زشت خویان در خون خود نشسته است
کوفه با تو می گویم  که نامهربانی هایت تمامی ندارد
کوفه ! قصه بی وفایی های تو تمامی ندارد
کوفه باز دلگیرم  کردی ! باز غمگینم کردی! 
کوفه از چه بگویم
نمی دانم چگونه تاب آوردی غریبی علی را 
کوفه از چه بگویم
چه بگویم که تمام شد
تمام شد آن همه سال تنهایی
تمام شد آن همه سال انتظار
وحالا علی فریاد می زند:فزت ورب الكعبه
 
**********
 

شب قدر است امشب مست مستم‌ اي خدا با تو
شدم تا مست  دانستم  كه  هستم  اي خدا با تو

کار این بنده کم سوادنیست سخن گفتن از فضایل شب قدر که واژه ای است قرآنی و آن را بهتر از هزار ماه دانسته اند!

امشب را کمی بیشتر فکر کن ! فرصت خوبی است با خودت خلوت کنی با خدای خودت ! فرصت خوبی است تا توبه کنی ! تا دلت را کمی صاف کنی و در تاریکی شب با خودت صادق باشی !

فکر کن که چه کرده ای ! فکر کن که به کجا می روی!

امشب فرصت خوبی است........

 

********

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه ششم مهر 1385 - 10:9 - نویسنده : تک و تنها

یه آسمون گلهای یاس و میخک

یه دریا عشق و اشتیاق و پولک

یه حس عاشق و یه قلب بیقرار و کوچک

فقط می خوام بهت بگم که

دوست دارم



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه ششم مهر 1385 - 10:8 - نویسنده : تک و تنها



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه ششم مهر 1385 - 10:7 - نویسنده : تک و تنها



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه ششم مهر 1385 - 10:6 - نویسنده : تک و تنها



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه یکم مهر 1385 - 11:50 - نویسنده : تک و تنها

سلام بچه ها می خوام بگم که هر کی خواست

 

می تونه اون یکی وبلاگمو که قبلا درست

 

 کرده بودم رو ببینه

 

www.h6.blogfa.com



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» عجب!!!!!
جمعه سی و یکم شهریور 1385 - 10:1 - نویسنده : تک و تنها


لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه سی ام شهریور 1385 - 10:56 - نویسنده : تک و تنها

خبر                                      خبر

به دلیل قبولی نویسنده این وبلاگ در دانشگاه تا یه هفته اینجا شیرینی خورون دایر می باشد



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» بچه ها بخونید خیلی قشنگه
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 - 11:37 - نویسنده : تک و تنها

آدما مثل یک کتاب میموند که تا وقتی تموم نشدن برای دیگران جالبند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی چون اگه تموم بشی مطمئن باش میرن سراغ یک کتاب دیگه .

نوشته دوست عزیزم پــــریـســــــــــــــــا

وقتی خدا پنجره بهشتو باز کرد منو دید ازم پرسید امروز چه آرزوی داری ؟

گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که داره الان این نوشته رو می خونه باش چون برام خیلی عزیزه.



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» تقدیم به یاس سفیدم
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 - 13:28 - نویسنده : تک و تنها
 
******

باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم

نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت

 تابلوی نگاه را بر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت درهای جدایی را درهم کوبید وصد واژه ی پر مهر

از لبانت جاری شد

تو مثل هیچ کس مهربان بودی

 تو مثل هیچ کس خندان بودی

 تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی

 من وتو باز هم دستانمان در دست هم بود

 وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان

را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود

 نمی دانم ؟.........نمی دانم می شود که ما

همیشه در کنار هم باشیم

 وتو با وجود گرمت به کالبد یخ زده ام گرما ببخشی

 ومرا اسیر نگاه جادویی ات کنی

ویار همیشگی من باشی

ای کاش هیچ وقت این شب به صبح نرسد

 تا من بیشتر از تو

تورا ببینم



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» عشق
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 - 18:11 - نویسنده : تک و تنها

عشق یعنی:خواستن،اما نگفتن

عشق یعنی:سوختن،اما ساختن

عشق یعنی:طغیان دل،اما لب فروبستن

عشق یعنی:با چشم سخن گفتن و با حسرت سکوت کردن

عشق یعنی:راز،رازی که حتی معشوق نیز نداند

عشق یعنی:

خواستن برای دوست،

زیستن برای دوست،

بودن برای دوست،

مردن برای دوست،

بی آنکه باشی و

بخواهی که باشی.

عشق یعنی:

مناجات شب های تنهایی،

وضو با قطرات اشک گرفتن.

عشق یعنی:

روزی بی صدا،بار سفر بستن و رفتن

عشق یعنی:

پرستش،بدون چشم داشت

نیایش،بدون خواهش

ستایش،بی صدا

رفاقت،بی جفا

صداقت،بی ریا

عشق یعنی:

چون خوشید،تابیدن بر شب های دوست

و چون برف،ذوب شدن بر غم های دوست.



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
دوشنبه بیستم شهریور 1385 - 16:38 - نویسنده : تک و تنها

ستاره آسمون نقش زمينه 

             خودم انگشتر و يارم نگينه



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» انتظار مهدی(ع) انتظار پاکیهاست
جمعه هفدهم شهریور 1385 - 9:55 - نویسنده : تک و تنها



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» اینم برای نگاه یک نفر
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 - 11:15 - نویسنده : تک و تنها



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 - 17:21 - نویسنده : تک و تنها


لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» زنان چگونه جان شوهر را به لب میرسانند
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 - 17:23 - نویسنده : تک و تنها
 اما روش‌هاي زنان براي آزار مردان كدام است؟
الف) گروهي از زنان دست به تحقير مردان به طرق مختلف و مخصوصاً در جمع مي‌زنند. اين زنان به علت برتري‌طلبي سعي مي‌كنند برتري خود را از اين طريق به ديگران اثبات كنند. لذا اگر مردشان در جمع حرفي بزند صريحاً و با وقاحت تمام حرف يا قول مرد را رد مي‌كنند و حتي در موارد شديدتر، سركوفت مي‌زنند و مي‌گويند: تو حالي‌ات نمي‌شود، پس حرف نزن!
ب) دسته‌اي از زنان مدام شوهر خود را با ديگران مقايسه مي‌كنند و برتري‌هاي مردان ديگر را ـ درست يا نادرست ـ به رخ شوهرانشان مي‌كشند و اصلا ً برتري‌ها و صفات نيك شوهر خود را نمي‌بينند. اين افراد مدام به شوهرشان مي‌گويند فلاني را ببين براي خانواده‌اش چه مي‌كند يا چگونه رفتار مي‌كند يا چه شغلي دارد يا چگونه پول درمي‌آورد. اين زنان هميشه معتقدند مرغ همسايه غاز است و اصلا ً برتري‌ها و خوبي‌هاي شوهر خود را نمي‌بينند. همسران اين زنان مدام در عذاب‌اند كه چرا آنها فقط نكات منفي را مي‌بينند و نكات مثبت را نمي‌بينند.
پ) گروه ديگري از زنان خرج‌تراشي‌هاي غيرمنطقي مي‌كنند. اين زنان فقط به دنبال تجملات هستند و اصلا ً توجهي به ميزان درآمد همسرشان ندارند و مدام خرج‌هاي بيهوده براي همسرشان مي‌تراشند و اين مردان مجبور به گرفتن قرض و وام مي‌شوند و در باتلاق بدهكاري گير مي‌افتند. درحالي‌كه اكثر اين خرج‌تراشي‌ها غيرمنطقي و بدون نياز واقعي است.
ت) برخي زنان به مخالفت با اعتقادات مرد مي‌پردازند. اين زنان معمولا ً بر ضد اعتقادات مرد فعاليت مي‌كنند كه نمونة تاريخي آن در قرآن زن حضرت لوط (ع) است. همان‌طور كه در داستان حضرت لوط (ع) داريم، وقتي فرشتگان مقرب الهي به‌صورت جواناني زيبا در خانة حضرت لوط (ع) ميهمان شدند، همسر حضرت لوط (ع) مردان قوم خود را كه همجنس‌باز بودند باخبر كرد كه ما نمونة اين زنان را كه از جهات مختلف در مخالفت با اعتقادات شوهرانشان فعاليت مي‌كنند در جامعة كنوني خود نيز داريم.
ث) زناني هم هستند كه دست به خيانت مي‌زنند. اين‌گونه زنان روابط نامشروع با مردان ديگر دارند يا رفتارشان بوي خيانت مي‌دهد، ولي مرد توانايي اثبات آن را ندارد يا به‌دلايلي كه در بالا گفته شد توانايي برخورد يا جدا شدن و برداشتن اين ننگ را از سر خود ندارند و با اين عذاب روحي به زندگي ادامه مي‌دهند. در داستان حضرت يوسف (ع) نيز داريم كه وقتي عزيز مصر از قصد و برنامه‌ريزي همسرش براي خيانت به خودش آگاه شد، تنها كاري كه توانست بكند اين بود كه حضرت يوسف را كه بي‌گناه بود به زندان فرستاد و براي حفظ آبروي خودش از عمل همسرش چشم‌پوشي كرد.
ج) گروهي از زنان به تحريك فرزندان بر ضد پدر مي‌پردازند. اين‌ زنان پشت فرزندان خود پنهان مي‌شوند و فرزندان را مقابل شوهر خود قرار مي‌دهند و از اين طريق به آزار و اذيت شوهرشان مي‌پردازند. پدر نيز به‌خاطر مهر پدري تحمل مي‌كند، ولي گاهي هم فرزندان دچار عاق پدر مي‌شوند. دليل اصلي اين است كه زن به‌دليلي واهي يا واقعي قصد انتقام از مرد را دارد.
چ) گروه هفتم زناني هستند كه در مسائل جنسي از مرد تمكين نمي‌كنند و گاه فقط در صورتي همكاري مي‌كنند كه در مسائل ديگر از مرد باج بگيرند. لذا اين مردان كه شرم دارند مشكلشان را براي كسي بگويند، يا تحمل مي‌كنند و باج مي‌دهند و زندگي مي‌كنند يا به دنبال راه‌هاي خلاف براي ارضاي غريزة جنسي در خارج از خانواده مي‌روند.
ح) گروه هشتم زنان وسواسي‌اند و همان‌طور كه مي‌دانيم، وسواس شست‌وشو در ميان زنان ايراني بسيار شايع است. اين افراد مدام در حال شست‌وشو هستند و شست‌وشو را مهم‌تر از هرچيز مي‌دانند و مردان گرفتار اين زنان مدام در حال رنج كشيدن‌اند. اين مردان نمي‌توانند بدون اجازة همسرشان هيچ كاري انجام دهند، مثلا ً نمي‌توانند وارد خانه شوند يا دستشويي بروند يا دست به ظرفي بزنند. حتي نمي‌توانند بدون اجازة همسرشان آب بخورند چون ممكن است ليوان آب كثيف شود.
خ) بعضي زنان نيز با غفلت از نگهداري و تربيت فرزندان مردان را آزار مي‌دهند. اين زنان بيشتر به ‌دنبال مد لباس، مد مو يا انواع ميهماني‌ها و تفريحات زنانه و به‌طوركلي به دنبال علايق خود هستند و اهميتي به فرزندان خود نمي‌دهند و كاري ندارند كه فرزندشان چه مي‌خورد، چه مي‌پوشد، با چه كساني رفت‌وآمد مي‌كند يا به چه جاهايي مي‌رود. اين‌گونه زنان كوچك‌ترين همكاري در نگهداري و تربيت فرزندان با پدر نمي‌كنند و مردان اين خانواده‌ها كه هدفشان تربيت فرزنداني سالم و شايسته براي خود و جامعه است عملا ً از رفتار اين‌گونه زنان در زجر و عذاب‌اند.
د) دستة آخر زنان بداخلاق و بدخلق هستند. همان‌طور كه مرد بداخلاق داريم، زن بداخلاق نيز داريم. شوهران اين زنان كه مدام با بداخلاقي و چهرة عبوس و نِق‌نِقو همسرانشان در محيط خانه روبه‌رو هستند، براي فرار از محيط خانه و مواجه نشدن با همسرشان تلاش مي‌كنند.
ا
لبته روش‌هاي ديگري هم هست كه زنان با آنها مردان را آزار مي‌دهند كه در‌حال‌حاضر به ‌ياد نمي‌آورم يا از آنها اطلاعي ندارم. اگه دوست دارین تو بخش نظرات اضافه کنید
به اميد روزي كه زنان براي احقاق حقوق شوهرانشان و مردان براي احقاق حقوق همسرانشان تلاش كنند


لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» خصوصيات دانشجويان دختر
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 - 17:22 - نویسنده : تک و تنها
خصوصيات دانشجويان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبه  ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!

ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟


ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)

ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!


ترم 7 – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!

ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!


بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند


لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» كپی رایت
Home - Contact Us - Creative Design Center - top -

Powered by BLOGFA.COM
Copyright ©2005 - 2006 , template4u4me.mihanblog.com